1- عشق از دید حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی.
(جمله عاشقانه: خداوند همه ی جوان ها را به راه راست هدایت کند)
2- عشق از دید دختر حاج آقا: آه... خدای من یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم.(جمله عاشقانه: ندارد)
3- عشق از دید یه ریاضی دان: عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول.
(جمله عاشقانه: آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوست دارم)
4- عشق از دید بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم...)
5-عشق از دید اصغر کاردی(در زندان): مرامتو عشقه عشقی.
(جمله عاشقانه: چاقو خوردتیم لوتی...)
6-عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم: آه عزیزم کاش الان پیشم بودی......
(جمله عاشقونه: دوست دارم عزیزم....)
7- عشق از دید مادر بزرگم: این حرفای بد و نزن راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانم و با کمالا تیه تازه تحصیل کرده هم هست.
(جمله عاشقانه: بریم خواستگاری...)
نوشته شده توسط Hossein در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 9:24 موضوع | لینک ثابت
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
واي خدايا خسته ام خيلي بيشتر از اون چيزي كه فكرش رو ميكنم ديگه طاقت اين همه حرف ها رو ندارم فقط چرا!!!!!!! خسته ام از زخم زبونهايي كه به گوش ميرسه!!!! خسته ام از روزهاي خسته كننده اي كه گويي پاياني براشون نيست!!!! خسته ام از برنامه هايي كه فقط ميخواند ادمها رو خوب نشون بدند و اينو بگند كه از بدي خبري نيست!!!!! خسته ام از اين همه خسته گي هايي كه برام عذاب اور شده اند !!!! از خنده هاي بي معناي .... از خنده هاي طعنه دار.... از اشكهاي بيخودي .... از همه از همه انهايي كه اين ها رو ميدونند اما باز هم ......... رهايم كن ،رهايم كن كه ديگر طاقت اين عذابها رو ندارم خواهش ميكنم رهايم كن ميترسم....ميترسم اينجا بمانم و روزي دست به خطايي بزرگ بزنم كه راه برگشتي نداشته باشد و تو مرا بخوان كه تنها در اغوش تو ارام ميگيرم....
با من باش
وقتي حرفي به روي دلم سنگيني ميكند...
وقتي اشك راه نفسهايم را بسته و گريه تسكينش نيست ..
وقتي از نامردميهاي روزگار به ستوه امده ام ...
وقتي تو ..او ..انها ..ايشان..جز ازردنم حرفي براي گفتن نداريد..
يا زماني كه اينده روياي ام بسيار دور از دسترس و بعيد مينمايد....
تنها قدم زدني كوتاه در كوچه سارهاي پر درخت و بي انسان ....
دردشتها و دامنه كوهها ...ميتواند تسكيني باشد و نوشدارويي پيش از مرگ سهراب!!!
نوشته شده توسط Hossein در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 9:18 موضوع | لینک ثابت
عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد! چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم، عجب صبری خدا دارد! ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛ عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد! تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ اين مخلوق را دارد! معين کرمانشاهی
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم.
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛
زمين و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم.
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،
آواره و ديوانه می کردم.
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم.
چرا من جایِ او باشم؛
همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!
نوشته شده توسط Hossein در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت
هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاك میسازد :
1-سیاست بدون شرف
2- لذت بدون وجدان
3- پول بدون كار
4-شناخت بدون ارزشها
5- تجارت بدون اخلاق
6- دانش بدون انسانیت
7- عبادت بدون فداكاری
نوشته شده توسط Hossein در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 9:14 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:39 موضوع | لینک ثابت
زندگی نامه شادمهر عقیلی
متولد هفتم بهمن ماه 1351 - خیابان جیهون.او در یک خانواده ی شش نفره بدنیا آمد.فرزند آخر خانواده است.دو برادرش به شهادت رسیدند.پدرش در دوران نوجوانی شادمهر به دلیل بیماری سرطان درگذشت.از کودکی با دیدن سازهای موسیقی به این رشته ی هنری علاقه مند شد.از همان دوران دوست داشت کارهای سخت و مشکل انجام دهد.از 10 سالگی ویلن را به عنوان ساز اصلی انتخاب کرد.از همان آغاز فعالیت موسیقی عشق و علاقه خاصی به نوازندگی و ساخت آهنگ داشت.و زیاد به سمت و سوی خوانندگی نمی رفت.مدتها در ستارخان منطقه شهرآرا ساکن بود.و بعد به جردن نقل مکان کرد.بعد از اتمام مقطع راهنمایی به هنرستان موسیقی رفت سال 67 از هنرستان موسیقی به اتفاق یک گروه به واحد موسیقی صدا و سیما رفت.فواد حجازی هم جزء آن گروه بود.در همانجا بود که با خشایار اعتمادی و علیرضا عصار آشنا شد.اولین ترانه ای که خواند((معبود))بود و ((بهار من))اولین کاست مستقل او بود.به شمال کشور علاقه خاصی دارد.پدرش اهل طالقان بود.هیچ گاه نتوانست در ایران مجوز کنسرت بگیرد.فروش کاست ((دهاتی))او بسیار بالا بود.خودش تا زمانی که از ایران برود از میان ترانه هایی که خوانده بود((هزار و یک شب))*((یاس))و((دلخوشی)) را بیشتر دوست داشت.محبوب ترین خواننده موسیقی پاپ است.بسیار محتاط و محافظه کار است.بعد از انقلاب اولین خواننده ای بود که در سینما هم به عنوان بازیگر حضور پیدا کرد.تا قبل از اینکه بازیگر شود شاید ماهی یکبار به سینما می رفت.معتقد بود بازیگری کار دشواری نیست.هرگز در زمینه موسیقی از استادی بهره نگرفت.بیش از اندازه به مادرش علاقه دارد و خیلی اصرار داشت که مادر با او به آن سوی مرزها برود اما مادرش نپذیرفت.ورزش را دوست دارد و در عرصه ورزشهای اسکی روی آب و شمشیربازی مدتها فعالیت می کرد.جودو و تکواندو هم کار کرده.در دوران مدرسه هم مرتب فوتبال بازی می کرد و تا قبل از رفتن عضو ثابت تیم فوتبال هنرمندان بود.مادرش به زیارت خیلی علاقه دارد.ترانه((آدم فروش))او را نیلوفر لاری پور و فرزاد حسنی سروده اند.برادرزاده اش هومن هم خواننده است.با عرشیا خواننده موسیقی پاپ رابطه خوبی ندارد و می گویند آدم فروش را برای او خوانده.اهل دود و دم نیست و سیگار هم نمی کشد.اولین اتومبیل او یک پراید بود.برادرش محمد پدر هومن مهندسی متالوزی خوانده است.از ایران به کانادا رفت.او نواختن اکثر سازها را بلد است.از سنتو و گیتار گرفته تا پیانو و ویلن و ...خود او و دوستانش هم می گویند که روزی برمیگردد.زیاد در محافل حضور پیدا نمی کند.و تا موقعی که کاری ندارد از منزل خارج نمی شود.اصلا اهل سیاست و حرفهای سیاسی زدن نیست.می گویند برای بازی در فیلم ((شب برهنه)) سعید سهیلی حدود 20 میلیون تومان دستمزد گرفت.زیاد اهل درد دل کردن نیست و آدمی تودار است.تا چندی قبل با آشپزی میانه خوبی نداشت و مثل اکثر مردان ایرانی فقط بلد بود نیمرو درست کند.البته حالا حتما آشپز خوبی شده است.بعد از رفتنش در بیش از 15 کشور دنیا کنسرت داشته است.در یکی از کنسرتهای او در دبی یکی از تجار اماراتی یک ساعت مچی به او هدیه داد که قیمتش 12 میلیون تومان بود.او بعد از مدتی اقامت در کانادا کلاسهای آموزش گیتار و ویلن راه انداخت و اواسط سال 82 توانست یک آپارتمان در کانادا بخرد و با اجاره نشینی خداحافظی کند.شماره شناسنامه اش 8601 صادره از تهران است.سال 78 گواهینامه رانندگی اش را گرفت.نام پدرش علیقلی بود.اردیبهشت سال 80 ایران را ترک کرد.بعد از رفتنش شایعات زیادی درباره او گفته شد.از جمله اینکه زندانی شده-به بیماری روانی دچارگشته و...ولی همه اینها شایعه ای بیش نبود.می گوید دلش برای ایران خیلی تنگ شده است.عرشیا یکی دو سال پیش آلبومی به بازار عرضه کرد به نام ((بهونه)) که شادمهر هم در آن خوانده بود ولی شادمهر آن ترانه ها را در ایران برای عرشیا اتو زده بود و عرشیا آنها را به صورت کاست مشترک به بازار عرضه کرد.در سال 83 توانست گواهینامه بین المللی را در کانادا بگیرد.تا قبل از اینکه از ایران برود دو اتومبیل داشت :پرشیا و بی.ام.و.آخرین آلبومش((پاپ کورن))نام دارد که مدتی است با بازار آمده هیچ گاه رفقایش را فراموش نمی کند اهل دروغ نیست و بسیار دست و دل باز است.شایعه ازدواج او در کانادا صحت ندارد.خسرو شکیبایی را خیلی دوست دارد و با او صمیمی است.قصه فیلم((پر پرواز))به زندگی واقعی او خیلی نزدیک بود.مدتی در کالج تورنتو در رشته موسیقی تحصیل کرد.((جان وارد اندرسن))خبرنگار بخش خارجی واشنگتن پست سال 80 پس از دیدار از ایران مطلبی نوشت که با این جمله آغاز می شد:ایران اسلحه جدیدی در مقابل غرب به کار گرفته است شادمهر عقیلی.البته این حرف خبرنگار خارجی بیش از حد اغراق آمیز است.محمد رضا هنرمند با صدای شادمهر در کاست((دهاتی)) در فیلم((مومیایی 3))شوخی معناداری کرد.شادمهر وقتی در ایران بود آلبومی ساخت به نام((آدم و حوا))که هیچ گاه مجوز نگرفت و شادمهر تهدید کرده بود که ممکن است به لس آنجلس برود.تهدیدی که پخش صدای او را از رادیو و تلویزیون ممنوع کرد.همیشه تیپ اسپرت می زند.زیاد اهل مطالعه روزنامه ها و مجلات نیست.روابط عمومی خوبی ندارد.مدتی در ایران در عرصه خوانندگی ممنوع الفعالیت شد
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:5 موضوع | لینک ثابت
Iy aziztar az Shaghayegh o Shabnam To ra be eshgh Miseparam va
Midanam ke Garmi o Teravatash toye Nazanin ra Hefz Khahad
Kard . Yas Sepid Pak del dusti ra azime shab ke delet ra mamlouh
Az aghaghiya Mikonad va ba peyvande Aseman ha Ashnayat
Mikonad va be jaye derakht bar roye delat peyvandha ra HAK
Kon ! ke Sayeye aghaghi besiyar gostarde ast . In gostareye
Mohebate Salhast ke Ruye Saram Saye Afkande … Be Ashk
IMAN be Refaghat Payband va be eshgh Etemad kon va bedan ke
Mahtab Hamishe Mehmanet khahad Bood . va shaghayegh ra
Gerami bedar ke zendeganim Baste be rang e Sorkhe Shaghayegh
ast va Man Garmi e In Rang ra be to HEDIYE Mikonam .
Shenide Budam ke eshgh be Zendegi Rooh Midahad va be Ravane
Adami Neshat Javdan Mibakhshad . Dide budam ke Mohebat Har
Dardi Ra DarMan Mikonam va Gom Shodegan rahe Khoshbakhti
ra PANAH Midahad , Vali Baraye Man Joz Badbakhti va Siah
roozi va yek ghalbe shekaste va do dide Ashkbar chizi be bar
۲۳/۱۰/۱۳۸۴
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت
Nayavard , be ghad aast ashkam ke Iman dashte bash ke Sedaghat
ra Az Hamin Morvaride Ghaltan Amookhtam …
Roozi Be hale Asheghan Mikhandidam Vali Emrooz Kasi nist ke
be Hale Man Chand ghatre Ashk Foroo Rizad Va ya Marhami Bar
dele Majrooham Naahaat . Atashi be Janam Oftade ke Degar Mara
Nejati az Zabane ShoeLehaye An Nist . Andak Andak Misoozam
Va Khakestari Mishavam Chenanche Vaghte Raftanam Nist .
Nemidanam che Gonahi bar dargahe Ahdiat Kardam ke Ingoone
Bayad Tavanash ra Pas Daham . Bar Ha Az Khodam Porsidam In
Che Toofani Bood Ke Zendegi Arame Mara Degargoon Kard ?!
Be Yad daram Doosty Hengami Ke Darmande Boodam o Az oo
Talabe Yari Minemoodam be Man Goft :
Bezar Moroore Zaman Moshkelat ra Hal Konad . Be Gofteash
Iman Daram pas Iman Dashte Bash ……
Ta An Roozi Kazaee Sarneveshte Khod Ra Chenin Pendashtam ,
Ta An Rooz Zendegi ra Joz An che Boode Nemiengashtam ,
Amadi o Har anche Bood Dar Ham Rikhti va Man Ehsas Kardam
Digar An Khode Hamishegi Nistam
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
“ Dar Fanaye Khish Kushidam Be Jan “
“ Khish Ra Gom Kardam o Daryaftam “
Shayad danestan Haghe To Bood …
Shayad na goftehar o bayad Midanesti Vali Bavar Kon Dar
Zendegie Har Kas Na goftehaee Hast ke Gahi Az Moroore An
Khaterat Dar Zire
Midanam Ke Mara Mifahmi !
Divane Sokhanam Payan Yaft va Dar Akhar Bedan Ke Zendegani
Gozarist Ke Ba Gozashte Zaman Hataa Talkhtarin Khaterat Ra Be
Shirin Tarin Vaaghaye Tabdil Mikonad ……
Be Omide Anrooz
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ،داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره،دارم مي ميرم از بس غصه خوردم،بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم،همون كه فكرنمي كردي نمونده پيشت،ديدي رفت ودل ماروسوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت هاهمه خاموشن،به جاي كفتروگنجشك كلاغاي
سياه پوشن ،چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي،ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه،ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو![]()
نوشته شده توسط Hossein در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام . امیدوارم که از این وبسایت خوشتون بیاد . ..
من حسین هستم که برای شما در این وب چیز های مختلف از جمله :
آهنگ ، داستان و ..... آپ مییکنم . دوست دارم لذت ببرید .
اسم مستعار منم از 4 ساله که YaMakAzi ديگه ثبت شده .
-- -- - - -- - ENTEGHAM - - - - -- --
فهرست اصلی
دوستان
بلاگفاي خودم
وب رپ ( واسه منه )
فقط طرفداراي رپ فارسي بيان
دختر پاييزي
سعيد ( دوستانه )
آنتي دختر
دختراي تندر
دختراي گندم
دختر مشرق زمين
نازنين ( شبرنگ )
رپ لرزه
موزيك ايراني ( دانلود )
وب تخصصي ( هيچكس )
وب تخصصي ( رضا پيشرو )
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY